banner

تبليغات

دسته بندی ها

آمار و اطلاعات

آمار سایت
افراد آنلاین : 16
بازدید امروز: 111
بازدید دیروز: 543
ورودي گوگل : 20
تعداد مطالب : 65272
تعداد نظرات : 0
ارسال روزانه : 52.47
نظرات روزانه : 0.00
تبادل لينک با 21 سایت
اطلاعات سایت پیج رنک گوگل: 3
رتبه الکسا در جهان: چک کنید
رتبه الکسا در ایران :چک کنید

تبليغات

علم هیمیا چیست ؟

 

در علم هیمیا، ترکیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند.
در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای
ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر
مجموعة هیمیا می‌باشد.
در طالع‌بینی: اعتقاد بر این است که محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، برسر
نوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود.
طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌کنند
در کل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند که ممکن
است این کار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبرباشد، مسائل
آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت
و یقیناً پوشیده بودن آن حکمت الهی داشته و خیر عموم در آن است.

علم هیمیا چیست ؟

 

در علم هیمیا، ترکیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند.
در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای
ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر
مجموعة هیمیا می‌باشد.
در طالع‌بینی: اعتقاد بر این است که محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، برسر
نوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود.
طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌کنند
در کل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند که ممکن
است این کار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبرباشد، مسائل
آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت
و یقیناً پوشیده بودن آن حکمت الهی داشته و خیر عموم در آن است.

علم هیمیا چیست ؟

 

در علم هیمیا، ترکیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند.
در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای
ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر
مجموعة هیمیا می‌باشد.
در طالع‌بینی: اعتقاد بر این است که محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، برسر
نوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود.
طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌کنند
در کل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند که ممکن
است این کار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبرباشد، مسائل
آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت
و یقیناً پوشیده بودن آن حکمت الهی داشته و خیر عموم در آن است.

تاریخچه کیمیا ۲

 

پاراسلسوس در کتاب سوال و جواب کیمیاگری خود در استفاده از فلزات به عنوان نماد به روشنی اشاره می‌کند:

س.
هنگامی که فیلسوف از طلا و نقره سخن می‌گوید، آیا به آنچه از آن درک
کرده‌اند اشاره می‌کنند یا سخن آنها درباره طلا و نقره عامیانه است؟
ج. بدون معنی طلا و نقره عامیانه مرده‌است در حالی‌که سخن فیلسوفان سرشار از زندگی است.[۲]

برخی محققان انسان‌گرا اکنون این تمثیل‌های متافیزیکی و روحانی را به عنوان واقعی‌ترین و ارزشمندترین جنبه کیمیاگری در نظر گرفته، و حتی مدعی شده‌اند که تبدیل کیمیاگری به شیمی «تباهی» سنت سحرآمیز اولیه بود. کیمیاگران روحانی معاصر چنین عقیده‌ای دارند. بیشتر دانشمندان از سوی دیگر، نگرشی عکس این نگرش دارند: از نظر آنان، گذر از بخش مادی کیمیاگری
به شیمی معاصر “”مسیر درست«در تکامل رشته بود، و شاخه متافیزیکی
کیمیاگری»چرخش نادرستی” بود. با این وجود، در هر یک از این دو عقیده، تفسیر
ساده‌لوحانه برخی حرفه‌ای‌ها یا امیدهای واهی که دیگران تبلیغ می‌کردند
نباید کمک‌های کیمیاگران راستین را تضییع کند.

کیمیاگری به عنوان اخترشناسی

کیمیاگری از همان روزهای نخست، رابطه نزدیکی با اخترشناسی داشته‌است که در جهان اسلام و در اروپا، عموماً همان مکتب اخترشناسی بابلی یونانی بوده‌است. نظام‌های کیمیاگری اغلب بر این فرض استوار بود که هر یک از هفت سیاره که قدیمیان از آن تحت عنوان نشان اخترشناختی یاد می‌کردند با فلز خاصی در ارتباط بود. برای جزئیات بیشتر رجوع شود به مقاله جداگانه‌ای در مورد اخترشناسی و کیمیاگری. هرمنیتیسیزم با هر دوی اخترشناسی و جادو مرتبط بود.

کیمیاگری و روان‌شناسی

کارل
گوستاو یونگ کیمیاگری را همچون شاخه‌ای از روان‌شناسی غربی می‌دید که هدف
آن دستیابی به فرایند فردیت است، به تعبیر او کیمیاگری همچون مجرایی به سوی
نوزایی است که در آن فلسفه عرفانی خود
را پاکسازی کرده است که بدین گونه یونگ کیمیاگری را قابل مقایسه با یوگا در
غرب می‌دانست. او همچنین متون کیمیاگری چینی را در مسیر نظریه روان‌شناسی
تحلیلی خود برای تحقیق فرایند فردیت می‌دانست.

کیمیاگری در عصر دانش

کیمیاگری غربی به عنوان نیای شیمی مدرن شناخته می‌شود. تا قرن شانزدهم، کیمیاگری در اروپا یک علم جدی تلقی می‌شد؛ به طور مثال، اسحاق نیوتن بیشتر وقت و آثار خود را به کیمیاگری اختصاص داد (رجوع شود به مطالعات سری اسحاق نیوتن) تا به نور یا فیزیک، که وی بیشتر شهرت خود را مدیون آن است. دیگر کیمیاگران سرشناس غرب عبارت‌اند از راجر بیکن، توماس آکویناس، تایکو براهه، توماس براون، و پارمیجیانینو.
سقوط کیمیاگری در قرن هجدهم هم‌زمان با ظهور شیمی مدرن، که چارچوب دقیق‌تر
و قابل اعتمادتری برای تبدیل مواد و طب در قالب طرح کلی جهانی بر مبنای
ماده‌گرایی خردگرا فراهم می‌آورد، آغاز شد.

در نیمه نخست قرن نوزدهم، یک شیمی‌دان سرشناس، به نام بارون کارل ریچنباخ، بر روی مفاهیمی نظیر مفاهیم کیمیاگری قدیم، همچون نیروی قصیده کار کرد، اما تحقیق وی جایی در علوم شناخته شده برای خود نیافت.

تبدیل مواد، هدف قدیمی کیمیاگری، در قرن بیستم یعنی زمانی که فیزیکدانان توانستند از طریق یک واکنش اتمی
اتم‌های سرب را به طلا تبدیل کنند بار دیگر مطرح شد. با این وجود، اتم‌های
جدید طلا، ایزوتوپهای بی ثباتی بودند، که تنها پنج ثانیه دوام یافته و پس
از آن تجزیه می‌شدند. اخیراً، گزارش‌هایی در ارتباط با تبدیل عناصر به صورت
آزمایشی—از طریق الکترولیز یا خلاء صوتی— محور بحث گداخت سرد در سال ۱۹۸۹ بوده‌است. هیچیک از این ادعاها هنوز به نحوی قابل اعتماد تکرار نشده‌است.

نمادگرایی کیمیا گهگاه در قرن بیستم مورد استفاده روانشناسان
و فلاسفه قرار گرفته‌است. کارل گوستاو یونگ بار دیگر نمادگرایی و نظریه
کیمیا را بررسی کرده و معنای درونی کیمیاگری را به عنوان مسیر معنویت مطرح کرد. فلسفه ، نمادها و روش‌های کیمیاگری در پسانوگرایی، همچون جنبش عصر جدید شاهد رنسانس خود بوده‌است.

کیمیاگری و پزشکی

داروهای سنتی به وسیله شیوه‌های داروشناسی یا ترکیبی از شیوه‌های داروشناسی و روحانی کیمیاگری تهیه می‌شده‌اند. در طب چینی سنت‌های کیمیاگری پائو ژی می‌توانست طبیعت دما و مزه جسم مریض یا مسموم‌شده را تغییر دهد. در آیورودا، سامسکاراس برای تغییر فلزهای سنگین و گیاهان سمی برای خارج کردن زهرشان استفاده می‌شد. در گیاه‌پزشکی نیز چنین اثری مشاهده می‌شود[۳] و این فعالیت‌ها تاکنون نیز ادامه دارد.[۴][۵][۶]

تبدیل هسته ای

در سال ۱۹۱۹ ارنست راترفورد از تجزیۀ مصنوعی
برای تبدیل نیتروژن به اکسیژن استفاده کرد. پس از آن زمان این فرایند یا
تبدیل در یک مقیاس رادیو ایزوتوپ ترکیبی تجاری به وسیلۀ بمباران کردن هستۀ
اتمی با ذرات پر انرژی ازشتابدهنده های ذره جدید و درراکتورهای هسته ای انجام شده است. در واقع درسال ۱۹۸۰ بود که گلن تی. سیبرگ
(Glenn T. Seaborg) سرب را به طلا تبدیل کرد اما میزان انرژی مصرفی و
مقادیر میکروسکوپی تولید شده هر نوع استفادۀ اقتصادی را منتفی ساخت.

ادعاهای تکرار نشدۀ تبدیل عناصر

در سال ۱۹۶۴ جرج اهساوا (George Ohsawa) و میشیو کوشی (Michio Kushi) بر اساس ادعاهای کرنتین لوئیس کرورنسدیم را به پتاسیم تبدیل کنند و پس از آن کربن و اکسیژنآهن تبدیل کردند. الگو:حقیقت در سال ۱۹۹۴ ر. ساندارسان (R. Sundaresan) و ج. باکریس
(J. Bockris) گزارش کردند که واکنش های همجوشی را در تخلیه های الکتریکی
میان میله های کربنی فرو رفته در آب مشاهده کرده اند. اما هیچ یک از این
ادعاها را دانشمندان دیگر تکرار نکردند و اندیشه کیمیاگری در حال حاضر
کاملاً بی اعتبار شده است.
(Corentin Louis Kervran) ظاهراً موفق شدند با استفاده ازیک قوس الکتریکی را به

کیمیاگری به عنوان موضوع تحقیق تاریخی

تاریخ کیمیاگری تبدیل به یک رشته دانشگاهی مهم شده است. مورخان با رمزگشایی
زبان رمزآلود و مبهم کیمیاگران، آگاهی بیشتری از ارتباطات فکری بین این
رشته و دیگر جنبه‌های تاریخ فرهنگ غرب، همچون جامعه‌شناسی و روان‌شناسی
جامعه خردگرا، علوم اسرارآمیز، اعتقاد به عالم ارواح، روسیکروسینسم، و دیگر جنبش‌های مرموز، رمزنویسی، جادوگری، و تکامل علوم و فلسفه به دست می‌آورند.

کیمیاگری در طول تاریخ


کیمیاگری
دربرگیرنده سنت‌‌های فلسفی متعددی است که دامنه آن چهار هزاره و سه قاره
است. میل شدید این سنت‌ها به زبان رمز‌آمیز و نمادین بررسی تأثیرات متقابل و
روابط تکوینی آنها را د

شوار می‌سازد.

 

چندین شاخهٔ اصلی در این میان شناسایی می‌شود، که به نظر می‌رسد دستکم در مراحل اولیه پاگیری خود، تا حدود زیادی مستقل بوده‌اند: کیمیاگری چین، به مرکزیت چین و حوزه تأثیر فرهنگی آن؛ کیمیاگری هند در شبه قاره هند و کیمیاگری غربی،
که مرکزیت آن در طول چندین هزاره بین مصر، یونان، و روم، جهان اسلام، و
سرانجام اروپا متغیر بوده‌است. کیمیاگری چین ارتباط تنگاتنگی با تائوئیسم
داشته است و کیمیاگری هندی به ادیان دارمایی مربوط می‌شده‌است، در حالی‌که
کیمیاگری غربی نظام فلسفی خاص خود را به وجود آورده، که تنها ارتباط ظاهری
آن با مذاهب اصلی غرب بوده است. هنوز مشخص نشده‌است که آیا این دو شاخه
دارای ریشه‌ای مشترکند، یا تا چه حدی بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند.

تاریخچه کیمیا ۲

 

پاراسلسوس در کتاب سوال و جواب کیمیاگری خود در استفاده از فلزات به عنوان نماد به روشنی اشاره می‌کند:

س.
هنگامی که فیلسوف از طلا و نقره سخن می‌گوید، آیا به آنچه از آن درک
کرده‌اند اشاره می‌کنند یا سخن آنها درباره طلا و نقره عامیانه است؟
ج. بدون معنی طلا و نقره عامیانه مرده‌است در حالی‌که سخن فیلسوفان سرشار از زندگی است.[۲]

برخی محققان انسان‌گرا اکنون این تمثیل‌های متافیزیکی و روحانی را به عنوان واقعی‌ترین و ارزشمندترین جنبه کیمیاگری در نظر گرفته، و حتی مدعی شده‌اند که تبدیل کیمیاگری به شیمی «تباهی» سنت سحرآمیز اولیه بود. کیمیاگران روحانی معاصر چنین عقیده‌ای دارند. بیشتر دانشمندان از سوی دیگر، نگرشی عکس این نگرش دارند: از نظر آنان، گذر از بخش مادی کیمیاگری
به شیمی معاصر “”مسیر درست«در تکامل رشته بود، و شاخه متافیزیکی
کیمیاگری»چرخش نادرستی” بود. با این وجود، در هر یک از این دو عقیده، تفسیر
ساده‌لوحانه برخی حرفه‌ای‌ها یا امیدهای واهی که دیگران تبلیغ می‌کردند
نباید کمک‌های کیمیاگران راستین را تضییع کند.

کیمیاگری به عنوان اخترشناسی

کیمیاگری از همان روزهای نخست، رابطه نزدیکی با اخترشناسی داشته‌است که در جهان اسلام و در اروپا، عموماً همان مکتب اخترشناسی بابلی یونانی بوده‌است. نظام‌های کیمیاگری اغلب بر این فرض استوار بود که هر یک از هفت سیاره که قدیمیان از آن تحت عنوان نشان اخترشناختی یاد می‌کردند با فلز خاصی در ارتباط بود. برای جزئیات بیشتر رجوع شود به مقاله جداگانه‌ای در مورد اخترشناسی و کیمیاگری. هرمنیتیسیزم با هر دوی اخترشناسی و جادو مرتبط بود.

کیمیاگری و روان‌شناسی

کارل
گوستاو یونگ کیمیاگری را همچون شاخه‌ای از روان‌شناسی غربی می‌دید که هدف
آن دستیابی به فرایند فردیت است، به تعبیر او کیمیاگری همچون مجرایی به سوی
نوزایی است که در آن فلسفه عرفانی خود
را پاکسازی کرده است که بدین گونه یونگ کیمیاگری را قابل مقایسه با یوگا در
غرب می‌دانست. او همچنین متون کیمیاگری چینی را در مسیر نظریه روان‌شناسی
تحلیلی خود برای تحقیق فرایند فردیت می‌دانست.

کیمیاگری در عصر دانش

کیمیاگری غربی به عنوان نیای شیمی مدرن شناخته می‌شود. تا قرن شانزدهم، کیمیاگری در اروپا یک علم جدی تلقی می‌شد؛ به طور مثال، اسحاق نیوتن بیشتر وقت و آثار خود را به کیمیاگری اختصاص داد (رجوع شود به مطالعات سری اسحاق نیوتن) تا به نور یا فیزیک، که وی بیشتر شهرت خود را مدیون آن است. دیگر کیمیاگران سرشناس غرب عبارت‌اند از راجر بیکن، توماس آکویناس، تایکو براهه، توماس براون، و پارمیجیانینو.
سقوط کیمیاگری در قرن هجدهم هم‌زمان با ظهور شیمی مدرن، که چارچوب دقیق‌تر
و قابل اعتمادتری برای تبدیل مواد و طب در قالب طرح کلی جهانی بر مبنای
ماده‌گرایی خردگرا فراهم می‌آورد، آغاز شد.

در نیمه نخست قرن نوزدهم، یک شیمی‌دان سرشناس، به نام بارون کارل ریچنباخ، بر روی مفاهیمی نظیر مفاهیم کیمیاگری قدیم، همچون نیروی قصیده کار کرد، اما تحقیق وی جایی در علوم شناخته شده برای خود نیافت.

تبدیل مواد، هدف قدیمی کیمیاگری، در قرن بیستم یعنی زمانی که فیزیکدانان توانستند از طریق یک واکنش اتمی
اتم‌های سرب را به طلا تبدیل کنند بار دیگر مطرح شد. با این وجود، اتم‌های
جدید طلا، ایزوتوپهای بی ثباتی بودند، که تنها پنج ثانیه دوام یافته و پس
از آن تجزیه می‌شدند. اخیراً، گزارش‌هایی در ارتباط با تبدیل عناصر به صورت
آزمایشی—از طریق الکترولیز یا خلاء صوتی— محور بحث گداخت سرد در سال ۱۹۸۹ بوده‌است. هیچیک از این ادعاها هنوز به نحوی قابل اعتماد تکرار نشده‌است.

نمادگرایی کیمیا گهگاه در قرن بیستم مورد استفاده روانشناسان
و فلاسفه قرار گرفته‌است. کارل گوستاو یونگ بار دیگر نمادگرایی و نظریه
کیمیا را بررسی کرده و معنای درونی کیمیاگری را به عنوان مسیر معنویت مطرح کرد. فلسفه ، نمادها و روش‌های کیمیاگری در پسانوگرایی، همچون جنبش عصر جدید شاهد رنسانس خود بوده‌است.

کیمیاگری و پزشکی

داروهای سنتی به وسیله شیوه‌های داروشناسی یا ترکیبی از شیوه‌های داروشناسی و روحانی کیمیاگری تهیه می‌شده‌اند. در طب چینی سنت‌های کیمیاگری پائو ژی می‌توانست طبیعت دما و مزه جسم مریض یا مسموم‌شده را تغییر دهد. در آیورودا، سامسکاراس برای تغییر فلزهای سنگین و گیاهان سمی برای خارج کردن زهرشان استفاده می‌شد. در گیاه‌پزشکی نیز چنین اثری مشاهده می‌شود[۳] و این فعالیت‌ها تاکنون نیز ادامه دارد.[۴][۵][۶]

تبدیل هسته ای

در سال ۱۹۱۹ ارنست راترفورد از تجزیۀ مصنوعی
برای تبدیل نیتروژن به اکسیژن استفاده کرد. پس از آن زمان این فرایند یا
تبدیل در یک مقیاس رادیو ایزوتوپ ترکیبی تجاری به وسیلۀ بمباران کردن هستۀ
اتمی با ذرات پر انرژی ازشتابدهنده های ذره جدید و درراکتورهای هسته ای انجام شده است. در واقع درسال ۱۹۸۰ بود که گلن تی. سیبرگ
(Glenn T. Seaborg) سرب را به طلا تبدیل کرد اما میزان انرژی مصرفی و
مقادیر میکروسکوپی تولید شده هر نوع استفادۀ اقتصادی را منتفی ساخت.

ادعاهای تکرار نشدۀ تبدیل عناصر

در سال ۱۹۶۴ جرج اهساوا (George Ohsawa) و میشیو کوشی (Michio Kushi) بر اساس ادعاهای کرنتین لوئیس کرورنسدیم را به پتاسیم تبدیل کنند و پس از آن کربن و اکسیژنآهن تبدیل کردند. الگو:حقیقت در سال ۱۹۹۴ ر. ساندارسان (R. Sundaresan) و ج. باکریس
(J. Bockris) گزارش کردند که واکنش های همجوشی را در تخلیه های الکتریکی
میان میله های کربنی فرو رفته در آب مشاهده کرده اند. اما هیچ یک از این
ادعاها را دانشمندان دیگر تکرار نکردند و اندیشه کیمیاگری در حال حاضر
کاملاً بی اعتبار شده است.
(Corentin Louis Kervran) ظاهراً موفق شدند با استفاده ازیک قوس الکتریکی را به

کیمیاگری به عنوان موضوع تحقیق تاریخی

تاریخ کیمیاگری تبدیل به یک رشته دانشگاهی مهم شده است. مورخان با رمزگشایی
زبان رمزآلود و مبهم کیمیاگران، آگاهی بیشتری از ارتباطات فکری بین این
رشته و دیگر جنبه‌های تاریخ فرهنگ غرب، همچون جامعه‌شناسی و روان‌شناسی
جامعه خردگرا، علوم اسرارآمیز، اعتقاد به عالم ارواح، روسیکروسینسم، و دیگر جنبش‌های مرموز، رمزنویسی، جادوگری، و تکامل علوم و فلسفه به دست می‌آورند.

کیمیاگری در طول تاریخ


کیمیاگری
دربرگیرنده سنت‌‌های فلسفی متعددی است که دامنه آن چهار هزاره و سه قاره
است. میل شدید این سنت‌ها به زبان رمز‌آمیز و نمادین بررسی تأثیرات متقابل و
روابط تکوینی آنها را د

شوار می‌سازد.

 

چندین شاخهٔ اصلی در این میان شناسایی می‌شود، که به نظر می‌رسد دستکم در مراحل اولیه پاگیری خود، تا حدود زیادی مستقل بوده‌اند: کیمیاگری چین، به مرکزیت چین و حوزه تأثیر فرهنگی آن؛ کیمیاگری هند در شبه قاره هند و کیمیاگری غربی،
که مرکزیت آن در طول چندین هزاره بین مصر، یونان، و روم، جهان اسلام، و
سرانجام اروپا متغیر بوده‌است. کیمیاگری چین ارتباط تنگاتنگی با تائوئیسم
داشته است و کیمیاگری هندی به ادیان دارمایی مربوط می‌شده‌است، در حالی‌که
کیمیاگری غربی نظام فلسفی خاص خود را به وجود آورده، که تنها ارتباط ظاهری
آن با مذاهب اصلی غرب بوده است. هنوز مشخص نشده‌است که آیا این دو شاخه
دارای ریشه‌ای مشترکند، یا تا چه حدی بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند.

تبليغات

خبرنامه

تبليغات متني

تبديل وبلاگ به سايت فقط بيست هزار تومان

مشخصات اين پكيج :

پانصدمگابایت فضا

قالب فارسي

دامنه ايراني

در واقع با اين امكان شما يك سايت شخصي داريد كه كنترل كردن آن مانند وبلاگ ساده و كاملا فارسي ميباشد با بهترين امكانات كيفيت  امنيت و پشتيباني از سرور آمريكا همين حالا جهت دريافت مشاوره تماس بگيريد

09199047951 

با امكان پرداخت وجه به صورت آنلاين

شركت فناوري سماوات پردازش پويا

 (شماره ثبت 367735)

لوگو

خبرنامه

جديدترين مطالب را  از طریق ایمیل دريافت نمایید

نام شما :

 ایمیل شما: